خواجه نصير الدين الطوسي
540
اخلاق محتشمى ( فارسى )
( نظم : ) اقنع من العيش بالميسور تحظ به * فلا خلاف لما اربى على القوت قوت و درّ سحاب امسكا رمقا * فما التّنافس فى درّ و ياقوت و بحقيقت ( نفس ) تو آن ملكه و عادت گيرد كه تو او را بر آن تكليف كنى ، و به آن سمت و سمت اشتهار يابد كه او را بر آن معتاد و مرتاض گردانى . ( شعر : ) يا صاحب النّفس الّتى لم تزل * تدعو الى اللّذّات او نشره ان انت لا تكرهها « 1 » مانعا * صرت بها فى عين ما تكره ( 35 ) اى پسر ! عرض خود را از شوائب و معايب صيانت كن ، و آبروى خود در مظان « 2 » هوان و مذلت مريز ، و نفس خود را در معرض خوارى [ و ابتذال ] ميار ، به آنكه از كسى سؤال كنى ، و دست انتجاع و استماحت بمسؤلى بردارى ، كه اگر حاجت تو وفا نشود ، و رجاى تو بنجاح نرسد ، رد او بر تو عارى باشد . و اگر
--> ( 1 ) - خ : اكرهتها . ( 2 ) - ص : مضان .